محمد بن على ظهيرى سمرقندى
249
سندباد نامه ( فارسى )
زمان سرزنش روا مدار ، زيرا او چرخى است كه بر محور خود سرى مىچرخد و همواره از سرور ، اندوه مىسازد و غمى مىفرستد كه پايانش شادى است ( از پس هر خنده گريهاى و پايان غم شادى است ) ( 2 ) از خيام ( رباعيات ، فروغى و غنى ، ص 141 ) ( 3 ) اين بيت در بختيارنامه ( راحة الارواح ) ، صفا ، ص 16 نيز آمده است . همچنين در بختيارنامه ( لمعة السراج لحضرة التاج ، روشن ، ص 51 ) و در تعليقات همين كتاب صص 325 - 324 اينگونه آمده است : سدوم ( Sodom ) از شهرهاى دشت اردن بود و از جمله بلادى كه در عهد لوط و ابراهيم نبى ويران و تباه گرديد و به قول يهود آب بحر الميت آنها را پوشيده است و حكام و داوران سدوم به بيداد كردن مشهور بودهاند . . . و در امثال و اشعار عرب نيز « اجور من قاضى سدوم » و « اجور من حكم سدوم » و « اجور فى الحكومة من سدوم » آمده است . . . عنصرى مىگويد : گناه تو كنى و هم تو نيز گيرى خشم * پس اين قضاى سدوم است و باشد اين منكر ( ديوان عنصرى ، دبير سياقى ، ص 67 ) ( 4 ) ترجمه : بر تست كه چون بر كشورى دست يافتى ، عدالت پيشه كنى و تا توانى از ستمگرى در آن بپرهيزى ، زيرا سلطنت با كفر تاريك باقى مىماند و باقى نمىماند با ستم نه در باديهاى و نه در شهرى . ص 26 ( 1 ) از صالح بن عبد القدوس و تمامت بيت چنين است : اذا وترت امرءا فاحذر عداوته * من يزرع الشوك لا يحصد به عنبا اين مصراع در تاريخ وصّاف ، ص 120 و ترجمهء تاريخ يمينى ، ورق 52 ، ص ب هست و محتمل است مضمون آن مقتبس از فقرهء هفدهم از باب هفتم انجيل متى باشد « آيا انگور را از خار و انجير را از خس مىچينند » ( نفثة المصدور ، يزدگردى ، صص 175 - 173 و نيز ص 28 ) ترجمه : كسى كه خار بكارد از آن درو نكند انگور ( كليله و دمنه ، مينوى ، ص 125 ) ( 2 ) ترجمه : چه بسا ساعتى شهوت كه اندوه درازى بهجا گذارد . ( 3 ) در اغراض السياسه ، شعار ، ص 194 اين عبارت به انوشيروان بن قباد نسبت داده شده است . ترجمه : مثل پادشاهى كه خزانهاش را از اموال رعيتش آباد مىنمايد ، مانند كسى است كه سطح خانهاش را از خاكى كه از پايههاى بنايش مىكند مىاندايد . ( 4 ) از سنايى ( حديقه ، مدرس رضوى ، ص 573 )